آبی بی انتها

.: مادر که باشی ... :.

چهارشنبه, ۴ بهمن ۱۳۹۶، ۰۷:۲۴ ب.ظ

به نام خدا

یاس و باباش اون طرف داشتن بازی می کردن. منم در حال شستن خریدهای تره باری بودم. یهو حواسم جمع شد، دیدم دارم با خودم شعر زمزمه می کنم.

...

یه وقت می ری تو گلدون

می پری تو چه اسون

مواظب تو هستم

امان از این پیشی جوون


موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۶/۱۱/۰۴
مریم صاد

نظرات  (۲)

الهی 😊
یاد یاسمنگولا افتادم😂
پاسخ:
نه واقعا شعر کتابشه. ولی من بین اینهمه شعری که حفظم اینو داشتم زمزمه می کردم.😁
قشنگ درکت می‌کنم. 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی