آبی بی انتها

کلمات کلیدی
آخرین مطالب

.: اضطراب :.

جمعه, ۲۹ دی ۱۳۹۶، ۱۲:۱۵ ق.ظ

به نام خدا

"اضطراب جدایی" یاس سادات دو سه هفته ای هست که شروع شده و داره بیشتر میشه. با اینکه خانه دار هستم و اغلب اوقاتم رو باهاش سپری می کنم یا کنارشم و مشغول کارهای خودم، ولی بازم برای 1 ساعت رفتنهای باشگاهم، اشکم رو در میاره.

همسر میگه اولش که می خوای بری یکم اذیت می کنه بعد سرش به بازی گرم میشه و دیگه یادش می ره. 

دلم می سوزه. 



پی نوشت:

همکلاسی می گفت " من جای تو بودم دیگه باشگاه نمی اومدم "...


موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۶/۱۰/۲۹
مریم صاد

نظرات  (۳)

اتفاقا برعکس
شما نباید از علایق خودتون کاملا چشم پوشی کنید
محبت مادری به معنای نادیده گرفتن خودتون نیست
اصلا به این فکر کنید که چشم بهم بذارید باید بره مهد . کلا با این مقوله جدایی باید کم کم کنار بیاد


پاسخ:
:(
الهی😊

عجب همکلاسی صورت مساله پاک کنی داری بانو😐
پاسخ:
:(
من اما نظرم اینه که، نه تنها این زمانی که بیرون هستی برای او و تو لازمه، بلکه خیلییی هم خوبه.
اگر بتونیم همه با هم یه راهی پیدا کنیم که لحظه ی خروجت رو نبینه، دیگه برای یک ساعت یا حتی کلی زمان بعدش، هییییچ مشکلی وجود نداره. و کلی هم بهش خوش میگذره.
راه حل داره خواهر جان..
به قول این نظر بالایی، پاک کردن صورت مسأله راحت ترین کاره...
اونم از کی آخهههه؟!.... اون بنده ی خدا آیا مشاور خوبی هست؟؟ عایا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یه کمی عاقل باش خواهر جون! یه کمی :*
پاسخ:
من که حرف مامان خودم رو قبول دارم که گفت خانم فلانی خیلی غلط کرد :))
ولی کلاً می خوام بگم دیدگاهها چگونه است. 
مهم هم نیست برایم خواهر جان. می دانی که ثبت نام ترم جدید هم انجام شده است.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی