آبی بی انتها

کلمات کلیدی

.: سادیسم آیا؟! :.

دوشنبه, ۲ بهمن ۱۳۹۶، ۰۱:۱۶ ق.ظ

به نام خدا

سهراب از خجالت آرمان و خانواده ش در اومدن. من اگه جای سارا بودم خیلی آرامش بهم دست می داد. از این طرف، حتی حرف زدن تا این حد لایت رو هم محروم کردم از خودم. راحت نخواهم شد. امروز اول بهمن 96 به این نتیجه رسیدم که نخوام دیگه راحت بشم. 

با تمام حماقتهاش، ولی بعضی وقتها به سهراب مانندی نیاز دارم... 





پی نوشت:

چرا درست امشب باید این قسمت و این ماجرا باشه؟! چرا همه چیز نمکناک شده امشب؟


موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۶/۱۱/۰۲
مریم صاد

نظرات  (۱)

من تازه شروع کردم به دیدن، هنوز به اینجاهاش نرسیدم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی