آبی بی انتها

کلمات کلیدی
آخرین مطالب

.: صبح جمعه ای :.

جمعه, ۴ اسفند ۱۳۹۶، ۱۲:۵۳ ب.ظ

به نام خدا

نمی دونم آیا شما خاطره ای از "کارخانه آزمایش" دارید یا نه. 

سالهاست که این کارخونه از خط تولید خارج شده. کارخونه به اون بزرگی. نصفش افتاد تو اتوبان و حذف شده، مابقی سوله هاش برای مصارف مختلف استفاده می شه. یه سریش انبار شرکتهای نوشیدنی شدن و یه سری کارگاه مبل سازی.

10 دقیقه به اذان صبح زنگ می خوره و تا ساعت 9 در حال خاموش کردن و لکه گیری بخش مبل سازیش بودن. ساعت 10 اومد خونه و خوش خبری، با این خبر بیدارم کرد. منم هنگ.

گفتم بیچاره صاحبش. چقدر بدبیاری. گفت بیچاره ما، کلی سوله ریخت پایین. 5 ساعت دود خوردیم. عمرمون به دنیا بود. 

هیچی دیگه آتش نشانی جزو مشاغل سخت شناخته نشد و اونام وقت اذان ظهر یادشون افتاد نماز صبح نخوندن. 

حقوق و پاداش و بن و معوقات هم کشک. الانم دو ساعتی هست تو اینهمه شلوغی و سرو صدای یاس سادات خوابه و جم نمی خوره.






پی نوشت:

شیفت کاری از 6:30 صبح تا 7 صبح فردا است. همسر همیشه 7:30 خونه ست. 


موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۶/۱۲/۰۴
مریم صاد

نظرات  (۲)

۰۵ اسفند ۹۶ ، ۰۷:۲۹ کشک و بادمجون
عزیزم شغل سخت ینی شیک و ترتمیز و مجلسی پشت میز خوشگلت بشینی چای و قهوه بخوری و پول پارو کنی
پاسخ:
آره. دارم یواش یواش یاد می گیرم. 
عجب توقعات بیجایی هم داریم ما. واللللا.

هیچی‌ نمیتونم بگم، هیچی‌

متاسفم خیلی‌

خدا خودش پشت و پناه همه شون باشه.

پاسخ:
الهی آمین.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی