آبی بی انتها

کلمات کلیدی

.: دلش، دلم ... :.

چهارشنبه, ۲۲ فروردين ۱۳۹۷، ۱۲:۴۴ ب.ظ
به نام خدا
گوشه بینی م، یه ذره از سرمه ای که به چشمم کشیده بودم، ریخته بود. تو بغلم بود و با نگرانی و دقت بهش نگاه کرد و گفت "آخ آخ آخ، اوخ شده؟"
گفتم "نه مامان". و دست کشیدم تا پاک بشه. 
بعد بازم با نگرانی بهش دست کشید و گفت:"چسب بیارم؟"
و دلم ضعف رفت و او له شد.



خدایا شکرت.
من واقعاً عاشقشم.


موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۷/۰۱/۲۲
مریم صاد

نظرات  (۳)

منمم
۲۵ فروردين ۹۷ ، ۱۱:۳۹ کشک و بادمجون
عشقن اینا 
پاسخ:
وای. وای....
ای مادر، حق داشتی بچلونیش.
پاسخ:
😍

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی