آبی بی انتها

کلمات کلیدی

.: من م :.

سه شنبه, ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۱:۲۰ ب.ظ

به نام خدا

نمی دونم چرا هر سال این روز که می رسه تا این حد افسرده و لوس می شم. هیچ چیز راضی م نمی کنه و کلاً یه حال اعصاب خرد کن مزخرفی دارم در روز قبل از تولدم.

بندگان خدا، خانواده هم هر طور که در توانشون باشه سعی کردن که خوشحالم کنن، هر سال، ولی من آدم بی خودی هستم و اینطوری ها خوشحال نمی شم و نمی دونم که چطوری خوشحال می شم.

تنها اصل "سورپرایز" شدن، برام اصل مهمی هست که جز صبا اینها پارسال، که یک هفته زودتر تولد برام گرفته بودن، هنوز هیچ کس نتونسته به چنین درجه ای نائل آید. شاید بسکه فضول و دقیقم به این روز، هر جنبشی رو متوجه می شم و برام از مزه می افته. 

همسر شب سالگرد ازدواجمون و روز سال تحویل واقعاً شگفت زده م کرد و فکم چسبید کف زمین. اصلاً باورم نمی شد که بتونه شگفت زده م کنه، ولی تونست. الآن به این نتیجه رسیدم که مشکل از خودمه.



این یه چیزی رو نشون می ده

چون ما همیشه و همه وقت به فکر هم هستیم

و بیان "تولدت مبارک" صرف؛ قرار نیست بهمون یادآوری کنه که به یاد هم هستیم

الهی شکرت

الهی شکرت

الهی شکرت

 


پی نوشت:

یه مامان دارم، فرشته. ماه. دل داره قد دریا. هیچی تو دلش نمی مونه. یه عالمه از سورپرایزها رو ایشون زحمت کشیدن و لو دادن، البته. 

:))


یکمی حالم خوب شد.

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۷/۰۲/۱۱
مریم صاد

نظرات  (۲)

۱۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۴:۴۷ کشک و بادمجون
تولدت مبارک خانوم . 🌼🌻🌺🌹🏵🌸🌷

پاسخ:
منونممممممممم 

الهی شکر.

 

وای عاشق مامانا هستم که اصلا نمی‌تونن خودشونو کنترل کنن.

پاسخ:
😂

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی